كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
411
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
انْفِرُوا بيرون رويد به غزوه تبوك خِفافاً سبكباران وَ ثِقالًا و گرانباران و مفسران را در خفاف و ثقال اقوال است حاصلش آنست كه مراد سواراناند و پيادگان يا تندرستان و بيماران يا جوانان و پيران يا درويشان و توانگران يا بىسلاحان و متسلّحان يا غريبان و كدخدايان يا لاغران و فربهان يا متفردان و خدمتگاران و سلمى رح مىگويد سبك روحان بارتكاب طاعات و گرانباران از مباشرت مخالفات امام قشيرى رح مىگويد كه خفاف آنانند كه از بند شهود ما سوا آزادانند و ثقال ايشانند كه بقيد تعلقات مقيداند در بحر الحقائق آورده كه خفاف مجذوبانند از كشش عنايت بر راه سلوك درآمده و ثقال سالكانند كه به پرورش هدايت متوجه جذبه حقانى شده هر دو طائفه در راهاند اما يكى ببال كشش مىپرد و يكى بهپاى گوشش راه مىبرد آنكه به پا مىرود در هر قدمى عالمى زير پا مىكند و آنكه ببال اقبال مىپرد بدم بساط مشاهده ما سوى را طى مىكند نظم مرد عارف چون بدان پر مىپرد * در دمى از نه فلك مىبگذرد سير زاهد هر دمى يك روزه راه * سير عارف هر زمان تا تخت شاه در اسباب نزول مذكور است كه جمعى به بهانه ضائع شدن ضياع و پريشانى كارهاى اين جهانى داعيه تخلف از غزوه تبوك مىداشتند حق سبحانه عذر ايشان را قبول نكرد و فرمود كه بيرون رويد آنها كه سبكيد از بار مال و منال و آنها كه گرانيد با حمال اثقال وَ جاهِدُوا و جهاد كنيد بِأَمْوالِكُمْ به مالهاى خود كه تهيّه زاد و سلاح كنيد وَ أَنْفُسِكُمْ و به نفسهاى خود كه مباشر كارزار گرديد فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا ذلِكُمْ اين بيرون رفتن و حرب كردن خَيْرٌ لَكُمْ بهتر است مر شما را از تخلف و ترك جهاد إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ اگر هستيد كه بدانيد ثواب جهاد و عقاب تخلف را آوردهاند كه چون حضرت رسالتپناه ص مردمان را به غزوه تبوك اشارت فرمود ايشان سه فرقه شدند جمعى مسارعت نمودند و فرمان را بسمع طاعت شنودند و آن اكابر مهاجران و انصار رض بودند و بعضى ضعفاى مؤمنان را گران آمد اما فرمان خدا و حكم رسول را بر هواى نفس اختيار كردند و برخى دستورى اقامت و تخلف طلبيدند و آنها منافقان بودند و در شان ايشان نازل شد كه لَوْ كانَ اگر بودى آنچه تو ايشان را بدان دعوت مىكنى عَرَضاً خواسته دنيوى قَرِيباً نزديك به فرا گرفتن وَ سَفَراً قاصِداً و سفرى ميانه و آسان لَاتَّبَعُوكَ هر آئينه پيروى تو مىكردند بطمع مال وَ لكِنْ بَعُدَتْ و ليكن دور شد عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ بر ايشان مسافتى كه به مشقت قطع آن بايد كرد وَ سَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ و زود باشد كه سوگند خورند به خداى اين خبر از معجزات قرآن است كه قبل از وقوع بيان مىكند كه چون از تبوك بازآئى متخلفان بطريق اعتذار نزد تو قسم ياد كنند كه لَوِ اسْتَطَعْنا اگر توانستمى سفر كردن و استطاعت داشتمى لَخَرَجْنا هر آئينه بيرون مىآمديم مَعَكُمْ با شما و در مرافقت موافقت مىنموديم يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ هلاك مىكنند نفسهاى خود را بدين سوگند دروغ يعنى مستحق عذاب مىسازند وَ اللَّهُ يَعْلَمُ و خداى مىداند إِنَّهُمْ لَكاذِبُونَ به درستى كه ايشان هرآئينه دروغگويانند عَفَا اللَّهُ عَنْكَ دعا است حق سبحانه و تعالى پيغمبر خود را مىگويد عفو كناد خداى از تو و عادت مردم مىباشد كه دعا كنند كسى را بعفو و رحمت و مغفرت بىوقوع خطاى از وى چنانچه مثلا يكى تشنه را آب دهد او گويد غفر اللّه لك يا در جواب عاطس حامد مىگويد يرحمك اللّه و برخى برانند كه حضرت رسالتپناه ص بعضى مستاذنان را اجازت تخلف داد حق سبحانه آن را عفو كرد و برين تقدير خطاب با پيغمبر ع باشد يعنى درگذراند خداى از تو لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ چرا دستورى دادى در بازايستادن مر ايشان را و عذرهاى خيالآميز ايشان را شنيدى بايستى كه به اجازت مبادرت نمىنمودى حَتَّى يَتَبَيَّنَ تا وقتى كه روشن مىشد لَكَ مر ترا الَّذِينَ صَدَقُوا آنان كه راست گفتند در اعتذار وَ تَعْلَمَ الْكاذِبِينَ و تا تو مىدانستى دروغگويان را .